با ما همراه باشید

سیاست

“هزار سنگر” یعنی این سنگرهای درون خیابان ها نیست، این سنگرِ دل هاست

منتشر شده

در

آمل خبر(آمل نیوز)- قربانعلی مسافر /در روزهای سخت وداع و بدرقه با قائد شهید امت خاطرات مردم آمل با رهبر شهیدمان را مرور می کنیم که در سالروز حماسه 6 بهمن در سال 1388 فرمودند: “شهر هزار سنگر” این تعبیر کمی است؟ “هزار سنگر” یعنی چه؟ این سنگرها سنگرهای درون خیابان ها نیست، این سنگرِ دل هاست…

تازه روزهای نخست فعالیت حرفه ای ام در خبر بود، جوان بودیم، پرتلاش و سراسر انرژی.

بعد روزهای سخت انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 و جریان فتنه، بود که از اولین دیدارهای عمومی رهبر انقلاب اسلامی شکل گرفت، پس از تلاش فراوان دیدار با رهبر انقلاب محقق شد، به مناسبت حماسه اسلامی مردم آمل در سالروز واقعه تاریخی ششم بهمن.

دیدار مردم حماسه ساز شهر هزار سنگر و دیار علویان در روز ششم بهمن سال 1388 در حسینیه امام خمینی(ره) بیت رهبری.

به عنوان یکی از اصحاب رسانه تا مرا دعوت کردند در پوست خود نمی گنجیدم، هنوز کارت دعوت و تردد ویژه را به یادگار دارم، بسیار حس عجیبی داشتم، بامداد ششم بهمن با خیل عظیمی از مازندرانی ها راهی تهران و خیابان جمهوری شدیم و برای اولین بار بود که آن فضای خاص معنوی را درک می کردم.

اول صبح تهران بودیم و پشت در ورودی بیت رهبری، بعد از دقایقی تا وارد محل سخنرانی رهبر انقلاب شدم و جمعیت پرشور مردان و زنان مازندرانی را دیدم آرزوی بسیار بزرگ را در واقعیت درک کردم، دیدار رهبر انقلاب و رهبر جهان اسلام و نشستن پای صحبت های حضرت آقا.

بعد سرود ماندگار مازندرانی ها در حضور رهبر شهید انقلاب سخنرانی آغاز شد، سرود ماندگار و خاطره انگیزی که مرور آن بعد 17 سال هم پرشور است:

شد ششم بهمن 60 حافظ میراث خمینی،

این نهضت ما بود از نهضت خوانبار حسینی

مازندران مهد ولاست، رهرو خط شهداست

میعادگاه لشگر آماده کربلاست

دنیا بداند که همه عاشق و شیدای امامیم،

از شهر فقاهت و علم حافظ این تکه ملامیم

ای سید والامقام خامنه ای یار امام

سلم لمن سالمکم حرب لمن حاربکم

سرود تمام شد و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای لب به سخن گشودند و فرمودند: خوشامد عرض میکنم به همه‌ی برادران و خواهران عزیز که از راه دور قبول زحمت فرمودند و امروز حسینیه را با نفس گرم خود، با دل پرشوق و شور خود منور کردند. خیلی خوش آمدید برادران و خواهران عزیز – بخصوص خانواده‌های معظم شهیدان، علمای محترم، مسئولان زحمتکش و خدوم – و این خاطره‌ی بزرگ، یعنی ۶ بهمن را که یکی از حماسه‌های برجسته‌ی ملت ایران است و افتخار آن متعلق به مردم آمل است، در ذهنها و خاطره‌ها تجدید کردید.

بله، بنده هم همین عقیده را دارم؛ نباید اجازه داد که این خاطره‌های پرشکوه، این حوادث بی‌نظیر و تعیین کننده‌ی تاریخ انقلاب، در ذهنها کمرنگ شود. نسل جوان ما باید این خاطره‌ها را درست بشناسد، بتواند آنها را تحلیل کند و آنها را چراغ راه آینده‌ی پرماجرای خود و هدف بلند خود قرار بدهد.

در بخش هایی از بیانات رهبر شهیدمان آمده است: البته افتخارات مازندران و در این مناسبت عرض کنیم بالخصوص مردم آمل، افتخارات کمی نیست. چه در وادی مجاهدت فی‌سبیل‌الله، چه در وادی علم، فقاهت، معرفت و عرفان، انصافاً چهره‌ی آمل چهره‌ی درخشانی است.

 

امروز هم بحمدالله بزرگان روحانی آملی جزو افتخارات حوزه‌های علمیه و جزو ذخائر باارزش روحانی کشور ما محسوب میشوند. در امتحان عظیم هشت ساله‌ی جنگ تحمیلی هم، چه شهر آمل، چه استان پهناور مازندران، یکی از بخشهای پرافتخار کشور بودند. من همان وقت هم، چه با لشکرهای مستقر در مازندران، چه با بسیجیهای آنها و جوانان فداکار آنها آشنائی داشتم؛ آنها را از دور و نزدیک میشناختم؛ مجاهدتهاشان را میدانستم؛ اینها که از یاد انقلاب نخواهد رفت.

یک بنائی را شما مشاهده میکنید مستحکم، باشکوه و سربلند؛ کی این خشتها را، این سنگها را روی هم گذاشت تا این بنا به وجود آمد؟ کی توانست این نقشه‌ی فاخر را در عمل پیاده کند و این بنا را به وجود بیاورد؟ مگر میشود نقش آن حوادث و آن شخصیتهائی که کار آنها، مجاهدت آنها، گذشت آنها و احساس مسئولیت آنها موجب شد ذره ذره این بنا بالا بیاید، ارتفاع پیدا کند، شکل پیدا کند، شکوه پیدا کند، نادیده گرفت؟ یکی از خطاهائی که گاهی اتفاق افتاده است، نادیده گرفتن همین نقش‌آفرینان بزرگ است.

“شهر هزار سنگر” این تعبیر کمی است؟ حرف کوچکی است؟ قضیه‌ی ششم بهمن آنقدر اهمیت داشت که امام بزرگوار ما آن را در وصیتنامه‌ی تاریخی خود هم مندرج کردند، آن را یادگار گذاشتند؛ یعنی فراموش نشود. حالا چرا فراموش نشود؟ برای اینکه حوادث تاریخی، هم درس است، هم عبرت است. قضایای جاری بر یک ملت، قضایائی است که در برهه‌های مختلف غالباً تکرار میشود. امروز بیست و هشت سال از آن زمان میگذرد، اما راه جمهوری اسلامی که عوض نشده است؛ دشمنان جمهوری اسلامی هم عوض نشدند. پس آنچه که آنجا اتفاق افتاد، میتواند برای امروز و برای آینده تا هر وقتی که ملت ایران به حول و قوه‌ی الهی دلبسته‌ی این اصول و این انقلابند، عبرت باشد، درس باشد؛ لذا نباید فراموش بشود.

“هزار سنگر” یعنی چه؟ ظاهر قضیه این است که در درون شهر، مردم در مقابل گروه‌های اشرار و متجاوز سنگر درست کردند – حالا یا هزار تا، یا بیشتر یا کمتر – اما من یک تفسیر دیگری دارم: این سنگرها سنگرهای درون خیابانها نیست، این سنگرِ دلهاست؛ هزار تا هم نیست، هزاران سنگر است؛ به عدد هر مؤمنی، هر انسان باانگیزه‌ی باشرفی، یک سنگر در مقابل تهاجم دشمن وجود دارد. اگر یک ملت وقتی به دنبال یک هدفی حرکت میکند، نداند سر راه او چه خطراتی است، چه کمین‌کرده‌هائی هستند، چه باید کرد در مقابل اینها، خود را رها کند، قید و بندهای خود را رها کند، بی‌خیال باشد، ضربه خواهد خورد. همه‌ی ملتهائی که در جهت یک هدف بزرگی حرکت کردند و وسط راه ضربه خوردند و گاهی آنچنان افتادند که دیگر قرنها بلند نشدند، مشکلشان از همین جا آغاز شد: ندانستند چی در انتظار آنهاست و خود را برای مواجهه‌ی با آن آماده نکردند. درسهای گذشته این کمک را به ما میکند که راهمان را بفهمیم، بشناسیم، کمینها را بشناسیم، کمین‌کرده‌ها را بشناسیم.

مرور دوباره این جملات برای مردم مازندران به ویژه آملی ها پر از خاطرات، پندها و اندرزها است، بیانات و کلماتی که بعد 17 سال کهنه نمی شوند و در آستانه بدرقه و وداع با امام شهید امت، قائد شهید جهان اسلام حضرت آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای بسیار جانسوز و سخت است.

در این روزها و شب های وداع و بدرقه به امام شهیدمان می گوییم: هستیم بر آن عهد که بستیم و می مانیم در همان راهی که شما آن را ترسیم کردید با مشت های گره کرده و فریادهای “مرگ بر آمریکا” و “مرگ بر اسرائیل”… .

ادامه مطلب
برای افزودن دیدگاه کلیک کنید

یک پاسخ بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *